مرتضى راوندى

410

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

انگلستان و آزادى و پيشرفت ملّت فرانسه نتيجهء دو قرن مبارزهء مداوم مردم فرانسه است . دستيابى به آزادى واقعى جز با مبارزهء مردم و مراقبت و پاسدارى دائمى ملّتها ممكن نيست . « عشقى جوان مُرد « 1 » و هنگام مرگ بيش از سى و يك سال نداشت . طرفداران دربار ، حادثهء قتل شاعر را وسيلهء تظاهر بر ضدّ سردار سپه قرار دادند و بر سنگ مزارش نوشتند : در مسلخ عشق جز نكو را نكشند * لاغر صفتان زشتخو را نكشند گر عاشق صادقى ز كشتن مگريز * مردار بود هر آنكه او را نكشند « 2 » روزنامه‌هاى آن روز در چندين شماره مقالات خود را به جزئيات اين حادثهء خونين تخصيص دادند و شعرا اشعار زيادى در مرگ آن شاعر ناكام ساختند و از جمله ملك الشعراى بهار در تعزيت او گفت : جوانى دلير و گشاده زبان * سخنگوى و دانشور و مهربان نجسته هنوز از جهان كام خويش * نديده به واقع سرانجام خويش نكرده دهانى خوش از زندگى * نگرديده جمع از پراكندگى چو بلبل نوايش همه دردناك * گريبان بختش چو گل چاك‌چاك هنوزش نپيوسته پر در ميان * نبسته به شاخى هنوز آشيان به شب خفته بر شاخهء آرزو * سحرگاه با عشق در گفتگو كه از شَست كيوان يكى تير جست * جگرگاه مرغ سخنگوى بست . . . عشقى عمرى را با تنگدستى و بدبختى و اندوه و اضطراب گذراند و بيرحمانه كشته شد . آثار او با يأس و بدبينى و بيزارى از زندگى و آرزوى مرگ و رهايى پر است : بارى از اين عمر سِفله سير شدم سير * تازه جوانم ز غُصّه پير شدم پير پير پسند اى عروس مرگ چرايى ؟ * من كه جوانم ، چه عيب دارم ، بىپير ؟ جوانى بود ميهن‌پرست ، خونگرم و پرشور و پيوسته بىقرار و آرام . هرچه بيشتر تازيانهء رنجها و بدبختيهاى روزگار بر سرش مىباريد و هرچه بيشتر با سياستهاى متضّاد آشنايى مىيافت ، اين حساسيت و هيجان رو به افزايش مىنهاد و بر عقل و منطق وى چيره مىشد . شاعر جوان ديگر از مرگ و زندان پروا نداشت و نه‌تنها هيچ سياستمدارى

--> ( 1 ) . « قاتل ابو القاسم بهمنى ، پسر ضياء السلطان و برادر ميرزا على خان بهمنى بود ، كه در سال 1326 ه . ش به حال مستى در زير آوار مغازهء مشروبفروشى جان داد و همراهان او يك نفر پاسبان با لباس شخصى و سلطان احمد خان برادر سپهبد . . . بودند . شخص اخير پس از قتل عشقى مستعفى شد و ديوانه‌وار سر به صحرا و بيابان گذاشت . » على اكبر سليمى ، كليات مصور عشقى ، ديباچهء مؤلف ، ص 12 . ( 2 ) . شعر از سرمد كاشانى ، شاعر عهد صفوى است .